اگر یک ماه پیش به من کسی می گفت رفتی دلت برای کراچی تنگ می شود،
خودم هم به هیچ وجه باورم نمی شد. ولی این اتفاق افتاد!!!!!!!!!!!! درسته نه به اون شدت، ولی یه شب، دم غروب واقعاً دلم برای کراچی تنگ شد. دلم برای دوستی ها و دوستان و همکارانی که دیگه دیدنشون حسرت می شه، تنگ شد. برای تمام چیزهایی که باورش سخته. مأموریت تموم شد، ولی خاطرات تلخ و شیرینش تا آخر عمر همراهمون خواهد بود. دوستانی که واقعاً دوست بودند و همراه و همدم ما. البته نارفیق هم داشتیم ولی اون ها رو راحت می شه فراموش کرد ولی دوستانی که در این مدت پیدا کرده ایم رو هیچ وقت نمیشه فراموش کرد.
پ.ن. دیگه از دلتنگی هیچ خبری نیست! الان که مهر داره به آخر می رسه، انگار خاطرات کراچی مال سال ها قبل بوده.
برچسب:
نویسنده: یوسف باقریان
تاريخ: يکشنبه
25 مهر
1395 ساعت: 21:32